استناد به دو حدیثی که در دو کتاب « الهدایة الکبری » و « مشارق انوار الیقین » از قول امام علی ( علیه السلام ) نقل شده است.
امیرالمومنین علی علیه السلام خطاب به عمر بن خطاب :
تو را می بینم که در دنیا به جراحت ابن عبدأمّ معمّر ( ابولولو )
به جهت ظلمی که بر او نموده بودی کشته
می شوی پس او توفیق کشتن تو را پیدا می کند
و به خدا قسم بر خلاف میل تو داخل بهشت می شود. »
چند وقتی بود آپ نمیکردم
دلیلشم این بود که تصمیم داشتم قالبمو عوض کنم ولی تو این همه سایت به قالب درست و حسابی پیدا نشد
بالاخره یکی پیدا کردم و افتادم به جونش تا درستش کنم
خلاصه اینی که الان دارید مبینید در اومد
نظرتونو دربارش بگید
منتظرم
.:.منتظر آپ های بعدی باشید.:.
روز 20 صفر ـ یعنی اربعین ـ زمانی است که حرم امام حسین(ع) یعنی کاروان اسرا، از شام به مدینه بازگشتند و روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(ص)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت قبر امام حسین(ع) بشتابد و او نخستین کسی است که قبر آن حضرت را زیارت کرد.
در کتاب «نزهه الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده، آمده است: در بیستم این ماه بود که حرم محترم حسین(ع) از شام به مدینه آمدند. (نزهه الزاهد، ص241) همین طور در ترجمه فارسی«فتوح ابن اعثم» (الفتوح ابن اعثم، تصحیح مجد طباطبائی، ص916) و کتاب «مصباح، کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است این مطلب آمده است. برخی عنوان کردهاند که عبارت شیخ مفید و شیخ طوسی، بر آن است که روز اربعین، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند، نه آنکه در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان، ص154) به هر روی، زیارت اربعین از زیارتهای مورد وثوق امام حسین(ع) است که از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است.
از بیابان بوی گندم مانده است
عشق روی دست مردم مانده است
آسمان بازیچه ی طوفان ماست
ابر نعش آه سرگردان ماست....
باز هم یک روز طوفان می شود
هر چه می خواهد خدا آن می شود
می روم افتان و خیزان تا غدیر
باده ها می نوشم از جوشن کبیر
آب زمزم در دل صحرا خوش است
باده نوشی از کف مولا خوش است
فاش می گویم که مولایم علیست
آفتاب صبح فردایم علیست
هر که در عشق علی گم می شود
مثل گل محبوب مردم می شود
تا علی گفتم زبان آتش گرفت
پیش چشمم آسمان آتش گرفت
.......آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد دریا و طوفانی شدیم
بغض چندین ساله ی ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
یا علی گفتیم و دریا خنده کرد
عشق ما را باز هم شرمنده کرد
یا علی گفتیم و گلها وا شدند
عشق آمد قطره ها دریا شدند
یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم
مست از آن دستی که می دانی شدیم
یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت
کوفه در تزویر خود پایان گرفت
کوفه یعنی دستهای ناتنی
کوفه یعنی مردهای منحنی
کوفه یعنی مرد آری مرد نیست
یا اگر هم هست صاحب درد نیست
عده ای رندان بازاری شدند
عده ای رسوایی جاری شدند
آن همه دستی که در شب طی شدند
ابن ملجم های پی در پی شدند........
از سکوت و گریه سرشارم علی
تا همیشه دوستت دارم علی
سلام
امروز چند داستان کوتاه تهیه کردم که خیلی قشنگ و آموزنده هستن
یکیشو اینجا میذارم بقیشو لطفا به ادامه مطلب برید و اونجا بخونید.

بوی محرم میاید حسی درون توست که دلگیر و مبهم است اینجا سکوت و ناله و فریاد درهم است شعر کتیبه دور سرم چرخ میزند ((باز این چه شورش است که در خلق عالم است)) انگار دم گرفته کسی در وجود من ((باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است)) ای پرده پرده پرده عزا میکشی مرا ((ای رستخیز عام که نامت محرم است))